السيد مرتضى العسكري
279
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
مىبرد و من از او ! پدر و عموى زيد كه اين را ديدند ، دل آرام و شادمان شده و بازگشتند . « 1 » زيد پس از اين واقعه به پيامبر منسوب شد ، و به او زيد بن محمد مىگفتند . پيامبر كنيز مربّيه خود ، ام ايمن را ، به همسرى او داد ، وى در مكه اسامة بن زيد را براى او به دنيا آورد . « 2 » اين داستان پسرخواندگى زيد ، از سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بود ، داستان ازدواج پيامبر با زينب چنان است كه مىآيد : ازدواج زيد با زينب دختر عمّه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم پس از هجرت به مدينه ، عدهاى از صحابه از زينب ، دختر عمه پيامبر خواستگارى نمودند ، او برادرش را براى مشورت در اين باره خدمت رسول خدا فرستاد ، پيامبر فرمود : نظرش درباره آن كس كه كتاب خدا و سنت پيامبرش را به وى بياموزد چيست ؟ زينب پرسيد : آن شخص كيست ؟ پاسخ شنيد : زيد ! زينب خشمگين شد و گفت : آيا دختر عمه خود را به ازدواج غلامت مىدهى ؟ ! من با او ازدواج نمىكنم ! من از جهت خاندان از او برترم ! من ايّم و بىشوهر قوم خود هستم ! پس ، خداى متعال اين آيه را فرستاد : وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً يعنى : هيچ مرد و زن مؤمنى را نشايد - هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند - از خود اختيارى نشان دهند ، و هر كس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند به گمراهى آشكارى در افتاده است . « 3 » زينب كه آيه را شنيد رضايت داد و پيامبر او را ، پس از امّ ايمن سياه پوست حبشى ، مادر اسامة بن زيد ، به ازدواج زيد در آورد . زينب بر زيد برترى مىجست و درشتى مىكرد و با زبان آزارش مىداد ، زيد به پيامبر شكوه مىكرد و سعى داشت او را طلاق گويد . خواست خدا نيز چنين بود كه زينب پس از زيد به ازدواج پيامبر در آيد تا بدين وسيله پسرخواندگى را در ميان مسلمانان الغاء نمايد ، و اين را با وحى به اطلاع پيامبر رسانده بود ، پيامبر هم از
--> ( 1 ) - اسد الغابه ج 2 ص 227 - 224 ( 2 ) - اسد الغابه ج 7 ص 303 ( 3 ) - احزاب / 36